روزی بود

"روز ی بود"

 زنگ زده بود اما مثل همیشه آرام نبود

 بی قرار وبی تاب   

صدای زنگ در را که شنید بلند شد و چادر سر کرد

راننده آژانس پرسید کجا برم مادر

:وادی رحمت

سر قبر اول فاتحه خواند و زیر لب چیزی گفت

بلند شد کمی آن سوتر  سر قبر دیگری نشست و فاتحه خواند و چیزی  گفت  

بلند شد و کمی آن طرف تر سر قبر سومی نشست و فاتحه خواند

رو به قبر کرد و گفت :"به برادر هایت  هم گفتم

ای کاش یکیتون زنده بودید "

روز مادر دلم می گیرد.

 

   + سید رضا علوی - ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٢

سرودهای و انقلاب

انقلاب برای خود فرهنگ لغات دارد .ازبین کلمات که بعد از انقلاب  اسلامی یا بهتر است بگویم همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی وارد دایره لغات اکثریت مردم  شد  سرودهای انقلابی بود .برخی از این سرودها حتی قبل از انقلاب ساخته و اماده اجرا بودند از جمله سرود معرفی که هنگام ورود امام در فرودگاه اجرا شد "بوی گل و یاسمن آید "و یا سرود "ایران ایران" که همزمان با پیروزی انقلاب از رادیو  پخش شد . روز های بعدی  انقلاب سرودجای خود را در میان مردم باز کرد و  قسمتی از تاریخ موسیقی را  بوجود آورد  که نقش عمده  آن  حمایت  از انقلاب  اسلامی بود . در آن دوران به دلیل  ایجاد تفکر اسلامی در بین مردم  دیگر جای برای موسیقی  دوران رژیم طاغوت نبود و سرودهای انقلابی جایکزین این آهنگ ها شدند . سرودهای که کاها از بطن راهپیما ئی های  بوجود می آمد و  برای خود اهنگساز و مجری پیدا میکرد . اهنگسازان از ملودی شعارهای مردم برای  سرودهای خود اهنگ می ساختند . . در این دوران   برخی از  ارکان ها به ساخت سرودها ی متنوع  پرداختند از  جمله این ارکانها  امور تربیتی بود  که   نقش به سزای را  در ترویج سرو دهای انقلابی ایفا کرد . در  آن  مقطع زمانی تقریبا هر مدرسه برای خود  گروه سرود داشت و این سرودها در مواردی تا  بیت حضرت امام هم گشیده می شد مانند سرود "قصه بابا " که از شهرستان آباده بود . تقریبا برای هر اتفاقی در روزهای اول انقلاب  سرودی  ساخته می شد   ماننده سرود "مطهر ی"  که بعد از شهادت ایشان  ساخته شد وده ها سرود دیگر که میتوان نام برد.

 با شروع جنک تحمیلی سرودهای حماسی  برای خود جایگاه ویژهای پیدا کرداگرچه پیش از شروع جنگ ایران و عراق و در دوره انقلاب ایران برخی سرودهایی که ساخته شد از ماهیتی حماسی و رزمی برخوردار بود، اما عمده سرودها و آنچه از آن به عنوان موسیقی جنگ باید یاد کنیم در این دوره شگل گرفتشورای شعر موسیقی صدا وسیما دراین دوره نقشی تعیین کننده ایفا کرد و برخی از خوانندگان، چون محمد گلریز و اسفندیار قره باغی سرودهای فراوانی را با موضوعات متنوع مربوط به جنگ خواندند..  

برخی از سرودهای که خواننده می شد . محبوبیت و مقبولیت بیشتری در بین مردم داشت .شاید برای آن دو علت میتوان بیان کرد  اول اینکه اینگونه سرودها  حرف دل مردم بود  و دوم اینکه افرادی که برای ساخت سرود اقدام کرده بودند افراد حرفه ای و متبحر بودند  .مانند سرود  "نیرنگ امریکا" ساخته  احمد علی راغب با شعری  از حمید سبزواری   که توسط استاد قرباغی خوانده شد و در بین مردم با نام  امریکا امریک ننگ به نیرنگ تو  معرف شد  یاد کرد .

خطه آذربایجان با داشتن مردان هنرمندی مانند استاد قرباغی جایگاهی  و نقش مهمی در سرودهای انقلابی داشت .استاد  قره باغی در دوران بعد از انقلاب مسئولیت های فروانی مانند رهبری گروه کُر تالار وحدت، رهبری گروه کُر صدا و سیما، رئیس مرکز سرود و آهنگهای انقلابی، ریاست کمیته آواز کلاسیک خانه موسیقی، مسئول موسیقی رادیو و نایب رئیس کانون هنرمندان ایران از جمله سوابق مسئولیتی او محسوب می‌شود.که درزمانتصدی این مسئولیتها  کمک فروانی به ترویج سرودها و اهنگهای انقلابی داشت .

سرودهای انقلابی قسمتی از تاریخ  انقلاب می باشد که همواره در ذهن مردم  خواهد ماند و همواره در دل انها زمزمزمه خواهد شد .

   + سید رضا علوی - ٦:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱۳

من ننویسم چرا

برای همه چیز دلتنکی دیده بودیم  من دلم برای نئشتن تنک شده است 

دوست دارم بنویسم اما دوست داشتن من شرط نیست

من خودم را به فرهنگ فروختم من عمله فرهنگ هستم پس نباید بنویسم ای لعنت بر این عمله بودند و عجیب 

   + سید رضا علوی - ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۸

چون یارانه می گیرم پس هستم

چون یارانه  می گیرم  پس هستم

برای  پیدا کردن  نهنگ  آی مصیبت  کشیدم به دنبال یافتن " حیوان سال " مجبور  شدیم از فیلتر شکن استفاده کنیم و  به سایت های برویم که اگر  مادرمان بفهمد  پدرمان را در میاورد . آقا من نمی دانم  چرایک  ارکان رسمی  پیدا نمی شود که نام  حیواناتی را  که سال  به نام انها خوانند  می شود را  منتشر  کند شاید یک نفر می خواهد  از روی  خلق و خوی  آن حیوان  طنز بنویسد .

حقیقت مطلب این است که در پیش بینی سال  قبل هم عارض گشتم که اینگاری  این حیوانات  که تاثیرات  خلق ووخوی آن هر سال در جامعه مشهود می شود  پس و پیش شده اند.  سال 91 سال نهنگ خواهد بود  اما امسال  این اقتصاد نهنگ وار داردهمه دارائی های ما فقیر و فقرا و کارمند و کارگر را می بلعد . من  فکر کنم یکی از این حیوانات شیطنت کرده خودش را  جای دیگری  جا زده است ویا یکی جای دیگری شیفت  ایستاده و همه چیز بهم  خورده است .

واما بعد   هر نسخه که به مهر میر  عالم طنازی فخرنقادی ماغازا نرسیده باشد قلب است و اطمینان بر آن سبک سری را نشان میدهد  حاشا از روی مبارک شما 

 حکمای چین و ما چین  چنین نقل  کنند که  چون نوبت به  سال نهنگ برسد   آب بسیار فراوان شود نه آن آبی که ما طالبیم بلکه آب دیگری که در آب بندی از آن استفاده می شود . و از این حیث آب بندی فروان شود در همه چیز، به شیر  آب  همی ببندند و نام  آن را شیر کم  چرب نهند و  برنامه های فرهنگی را   مجریان  معزز همی آب بندند که برنامه ای باطول نیم ساعت را به غایت  کش،  چنان بکشند که در چهار ساعت  به سر انجام رسد و چون  پنیر  پیتزا  کش بیاید. همی  آب ببندند سریال های  تلویزیونی را  که سی قسمت به هشتاد قسمت به سهل  همی رسد رسیدنی  عجیب و غریب وهمی آب ببندند سرعت اینترنت را  که سرعت به غایت فرود هواپیمای بی  چرخ کاپیتان شهبازی  دیدنی شود الحق والانصاف 

و چون سال نهنگ آغاز شود   به غایت کارتون پیناکیو  هر هفته ده بار از شیکه نمایش و آی فیلم و ...پخش  شود که علت  آن خود می دانید و قصد  ما در این مقال  پخش سریال پیناکیو نیست .  

و نهنگ حیوانی است  که همه  چیز را یک  جا می بلعد .بر همین خصوصیات او تکیه زده  پیش بینی می کنم  که  حقوق کارمندان در آتی سالی   با توجه به تورم  حاصله از سرعت اقتصادیمان  بلیعده  شود طی دو روز  و کارمند تا آخر ماه از  خرج و مخارج راحت  همی شود  وترافیک به این  جهت  پائین آید وبنزین کم مصرف شود و  از پول آن مترو همی تهیه گردد و در زیر زمین تردد همی آغاز شود  چون مورچگان .

از اوضاع کواکب مجازی که بر برج اینترنت(این ستاره تازه گشف شده ) عالم سیاست را پیش بینی می کنیم  چشم  بسته و می فرمایم که  تحولی  عظیم   فرا خواهد گرفت سیاست را چرا که  احتمال  میدهیم تغییرات فروان را در عرصه مدیریت که قلع و قمع شود  قلع و قمی. " با با معلوم است دیگر شما چرا خودتان را زدید به کوچه علی چپ" خوب فکر کن اصلا برو اون  تقویم سال نود و یک را بگذار  جلو چشم مبارک و ورق بزن تا برسی  به ...

و اما چون نهنگ نهنگ شود با  خوردن  سایر ماهی ها  احتمال می رود  که اختلاساتی جزئی سیصد  میلیارد ی تکرار شود تا نهنگانی  سر بر آورند  در   عالم اقتصاد  به یک شب که  بزرگی  آنها را  دریاچه ارومیه نه به خاطر خشکی خود بلکه به خاطر  کنده بودن  انها  نتواند  جا بدهد و سیاست  اقتصادی  همان سیاست شناوری  باشد در  دریا تلاطم زده تک نرخی  

واما بعد احتمال  میرود سردی  هوا در زمستان و گرمای آن در تابستان  و امید است  که افرادی بر فرهنگ وهنر شهرو دیار حکم برانند که فرق بین اکران را با  اجرا بدانند و هنر هشتم  از  خود در  "و"نکنند که نهنگ را  هوشیاری  بایدباشد .و مدیران به هنگام ندانستن سوال همی پرسند که سوال پرسیدن عیب نباشد  اما "باره" گذاشتن  عیبی است اشکار

و چون  متولدین در این سال متولد شوندویا دختر باشند  و یا پسرولا غیر !  چون پسر باشند  نوزده سال بعد به سربازی همی روند یک ماه (با توجه به کاهش سالانه سربازی ) و از  دختران  متولد در این سال خواستگاری  همی نمایند و به میمنت  خانه همی  تشکیل دهند و تا  آن سال  انشا ا.... که خانه از  مهر بستانند و در آن بخزند خزیدنی

 و چون سال نهنگ از راه رسد مردمان را خوشی همی گیرد  که با  شکار نهنگ  دل را از عزا  در آورند و این همه زهی  خیال باطل  باشد و یک قوچ به قیمت پرایدی نتوان ستاند که نهنگ را  خصلت و خوی بر  کمبودی در اطراف باشد و انشا .. که نهنگ با ما چنان  نکند که با پدر ژپتو کرد . 

و بدانید که در سال نهنگ نوشابه  گران هیچ نشود  چون غاطبه مردم میدانند که هستند  و نیازی آنها را نباشد که نوشابه سر بکشند و بگویند که  چون نوشابه می خورم  پس هستم چرا  که مردم  با اخذ  یارانه که عمراش مستدام باد به غایت  چنار هزار ساله  میدانند که هستند  چون یارانه میگیرند و اگر نباشند یارانه نگیرند  .

و چون  سال فرخ مال نود و یک از راه برسد  امید ازدواج  جوانان با این اوضاع هیچ نمی رود تا  ان  دم که  طلا  ملاک باشد ،هم بر مهریه و هم  خرید طلا از بازار  چرا که کرور کرور  پول نیاز باشد  برای خرید مثقالی از  آن  مگر  جوانی پیدا  شود که به بدل راضی شود و مهر به پاره  آجر بستاند که هنوز قیمت  آن بالا  نکشیده است

و امید میرود در سال  آتی وضع و مزاج  مدیران ازآن که  است بهتر شود  چرا که نهنگ را  روغنی باشد شفا بخش مزاج  وسال  91 مبارک  خواهد بر  همگان  چرا  که از دست نود  خلاص  خواهیم شد  انشا ....

   + سید رضا علوی - ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٢

این کاندیدا مال یک خانم دکتر بوده

این کاندیدا  مال یک خانم دکتر بوده

تبلیغات زود هنگام  کاندیدها  چند ماهی است که شروع شده . قانون هم برای  این جور تبلیغات منعی صادر نکرده است.  اصلا تبلیغات رسمی که  که نیست یک نوع مانور برای قانون  گریزی  محسوب می شود !

 همه چیز اتفاقی است اتفاق افتاده  قصد این نبوده که همراه آش تبلیغات هم بشود خانم والده اشتباهی   آش را در این کاسه  کشیده  !

همسایه آش می آورد  آن هم از نوع  نذری با یک وجب روغن رویش ،نوش جان می فرماید . به قدری خوشمزه است "به خاطر همان روغن" که آش کاسه را  تا ته می خوریدعین لپ لپ شناسی ها از  ته کاسه یه چیزی نمایان می شود . اولش فکر می کنیدکه ارم کارخانه سازنده است اما خوب که دقت می کنید  ته کاسه نایلونی نوشته فلانالدوله  آشی کارشناس فلفل قرمز،  انوقت است که شما متوجه  قضیه می شود که  این کاسه آش کارت ویزیت بوده  است کانون تبلیغاتی متحرک  می باشد در حقیقت  شما ناخواسته  مورد هجمه تبلیغاتی قرار گرفته اید .

 آخر اینکه  نمی شود عزیزم  نمک  را بخورید و نمکدان را بشکنید وبه دیگری رای بدهید .آش بد جوری توی گلویت گیر می کند . فیلم روز ی روزگاری که یادتان هست قلی خان با یک لقمه  مراد بیک را  فریب داد و مرید خودش کرد .

تا دیروز رسم بود برای  مجلس ترحیم تابلو تسلیت می بردنند و امضا تابلو هم نام یک نفر بود مثلا از طرف ماغازا .  اما حال  تابلو تسلیت شده همان کارت  ویزیت  شکل امضا عوض شده اصلا یکی از این ها را با هم بخوانیم . "برادر گرامی جناب آقای وثوق در گذشت پسر عموی دختر دائی برادر زن  حضرتعالی را تسلیت عرض می نمایم .  فلان الدوله  تسلیتی  کارشناس امور محوله

یکی نیست به این بگوید بابا ی همین همسایه وقتی مرد تو نرفتی مجلس ختم حالا برای فامیل درجه دهم میروی !!!

اس ام اس هم که پرت پرت (یک چیز دیگه است شما اون طوریش را بخوانید )میاد و تبلیغ می کند .

 به پیر و به پیغمبر این راهش نیست  اینها را مردم یاد گرفتند  دیگر غول اینها را نمی خورند . باید طرح دیگری بکار ببرید بلکه افاقه کند . یک سری راهکار میگویم برایتان به کار ببرید اگر رای آوردید دست ما را هم بگیرد والا شما را به خیر ما را به سلامت .

اول : به جای توزیع آش وماش این حرف ها کارت اینترنت وی پی ان دار بدهید  دست مردم  که این روز ها مد تمام محفل  جوان شده است . عذاب وجدان هم نگیرید که بچه مردم شاید برود سایت  غیر اخلاقی  چون همیشه خدا اینترنت  قطع است و یا سرعت لاک پشت دارد  به غیر چی چی نیوز خودمان هیچ جا نمیشه رفت . اما با دادن کارت  به جوانان  انها احساس خواهند کرد که شما  اوپن هستید و به شما رای خواهند داد .

دوم : معمولا این  زمان ها بنگاهی هابرای گرفتن ماهی از آب  گل الوده   بنگاه خودشان را می کنند  ستاد تبلیغات .چرا؟  برای اینکه این حضرات  اهل معامله هستند . آقا به این بنگاهی ها بسپارید شما را تبلیغ کنند  میدانید که آنها این کار را خوب  بلد هستند .

بنگاهی ستادی اکبر :ببین عزیزم من ، تو به این بابا که من میگم رای بده .  این کاندیدا مال یک خانم دکتر بوده که صبح میرفته مطب شب می امده اصلا  اکبند است  دست خورده نیست جون تو .قبل کاندیدا توری هم  اصلا کار نکرده عین صفر کیلومتر است به خدا

سوم :آقا عکس خودت را نزن ترا خدا  اخه اون بینی  را صد بار هم عمل کنند باقی مانده اش اندازه  کوه عینالی  میشه!  عکس الن دولن را بده با عکس خودت  قاطی کنند  فتو شاپش  کنند از مخلوط آنها یک چیزی  بیرون میاد  قابل  تحمل اون را بزن . عزیز جان این هم نوعی  اصلاح نژاد  است دیگه  . حالا عکس مخلوط را  بچسبان به در و دیوار  . نه بابا تو هویتت به زور ده تا پارتی برای شورای نگهبان محرز شده تو را از کجا  می شناسند که بگویند این اون نیست . خواهران محترم هم از عکس ابجی جولی استفاده کنند .اره خواهرم تازگی یک نقش بازی کرده محجبه ،اره  کسی ملتفت نمی شود  اون بزن رای میاری من یکی که رای میدم .

چهارم : اگر خدایش این را بتونی انجام بدی  رای میاوری . آقا روز بازی تراختور شیپور بگیر دستت   برو استادیوم فریاد بزن " رای ما آشی  اوجلسن تراختورن باشی"

اینها را بکار ببری برنده هستی والا با رویدن  عکس بالای درخت کسی بهت رای  نمی دهد ها با تو هستم ها  َََ

   + سید رضا علوی - ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

گفتگوی مرحوم ناصر الدین شاه با فخر عالم طنازی ماغازا

مطالبه

گفتگوی مرحوم ناصر الدین شاه با فخر عالم طنازی ماغازا

ناصرالدین شاه :شنیده ایم که شما هم در جرکه مدیران در آمده اید؟ با این همه مطلب که بر علیه مدیران  نوشته اید خجالت نکشید،  شرم نکردید قبول مسئولیت کردید  . بدهیم از درخت گیلاس آویزانتان بکنندتا چشم هایتان را  گنجشکان در بیاورند.

ماغازا : حضرت والا خجالت برای چه  احساس  تکلیف  کردیم وارد گود شدیم  .یعنی حقیقتش برایمان تکلیف شد .

ناصرالدین شاه :  تکلیف شد !!!همه  همین را  می گویند  ما نمیدانیم  این تگلیف  کننده چه کسی است که تکلیف را از ما بر می دارد  اما بر شما  تکلیف می کند . نکند که تکلیف کننده خود شما باشید ؟ بهتر است بگوید توجیه قبولیت می کنیدنه احساس تکلیف

ماغازا : قبله عالم در مرقومه شریفه ننوشته بودید که برای سیم  و جیم حضور برسیم  مرقوم فرموده بودید  که مباحث فرهنگی و هنری و سیاسی مطرح خواهد شد  ولا  غیر به چه حقی دارید سیم وجیم می کنید و با آبروی یک مدیر بازی می کنید

ناصر الدین شاه : بله، بله ، ما  چه  حقی داریم؟  بدهیم   گوشت  را  آویزان کنند از همین سه پایه فیلم برداری ،  یادتان رفته ما شاهیم ؟.

بی هیچ حق اعتراضی  سئوالات را پاسخ می دهید به سقف استادیو هم نگاه نمی کنید  حواستان باشد به اون مرد(اشاره به کارگردان ) هر کجا را  گفت آن جا را نگاه  کنید.  حالا برای ما بفرماید که  چرا برخی  رد صلاحیت  میشوند.

ماغازا : قبله عالم این  سئوال ایراد آئین نامه ای دارد  بفرماید  چرا  برخی  را رد  صلاحییت  می کنند .

ناصر الدین شاه : دارید  توهین می کنید  چه کسی رد صلاحیت کرده  یادتان نیست  در  آن برنامه وزین  اون آقا گفت برخی  احراز  نمی شوند  نگفت  رد صلاحیت  می شوند  این  دو با هم کلی فرق دارد نه اینکه رد بشوند تائید نمی شوند .  شما برای ما باید بگوید  که چرا تائید نمی شوند

ماغاز  : چشم  ازآن جهت که شما معین میکنید جواب میدهیم ، چرا برخی از آقایان احراز  نمی شوند  فدایت بشوم قبله عالم  اینکه  معلوم است  چون محرز نشده اند  حال برای  چه کسانی محرز نشده اند  این خود مورد بحث است . اصلا این بنده خدا ها  برای انهای که  باید محرز شوند محرز که نشدهاند و عددی نیستند بماند  به چشم آنها هم  نمی آیند  چه برسد به احراز  . اول باید  به چشم بیایی  معرف شوی بعد  محرز شوی که این میتواند  آن که ما میخواهیم باشد   ادمی که به چشم نیامده چگونه محرزمی  شود.برای به چشم آمدن هم پارتی و پول می خواهد که اینها ندارند . برخی هم از چشم افتاده اند به هر جهت یا به چشم نیامده اند و یا از چشم افتاده اند ملاحضه می فرمایدهر چه است  مربوط است به چشم  امان از چشم

ناصرالدین شاه :چرا دارید  اراجیف  می بافید ما گفتیم  برای ما فلسفه ببافید  یا سئوال جواب بدهید یک دفعه بگوید نمیدانم  خلاص چشم وابرو برای ما دلیل می اورید  

ماغازا : فدایت نمی دانم  اصلا  حوزه فرهنگ را چه ربطی به سیاست که از ما سئوال سیاسی می کنید

ناصرالدین شاه : یعنی شما می گوید فرهنگ ما سیاست  گذاری نشده است و نمی دانیم چکار می کنیم

ماغازا  : قربان شکل  امیریت بروم ما را درگیر این قضایا نکن این فرهنگ الان صاحب ندارد فردا بیافتد بمیرد هزار تا  صاحب پیدا می کند  . همین آقا ... تادیروز زنده بود کسی سراغش را نمی گرفت  حالا هر کس نعشش را به طرف خودش می کشد  و می گویند  این فرهنگی(مغفور خلد آشایان ) ساخته اداره ما بود و ما از  جوانی با ایشان آشنا بودیم . اما چرا حال می گویند میدانند که منسوبیت قبلی با ایشان   مطالبه فعلی  ندارد.

ناصرالدین شاه :ِیعنی میفرماید ما مرده پرستیم.اصلا شما چرا از سیاست به فرهنگ می پرید فرهنگ را با سیاست چه ارتباط

ماغازا :قربانت بروم همه چیزمان به فرهنگ ربط دارد مثال عینی  عرض کنم خدمتتان  . وقتی  بانکی به کسی  وام نمیدهند  کسی که نتوانسته  وام بگیرد آیا به اقتصاد  فحش میدهد  یا به فرهنگ رئیس بانک  وقتی راننده خلاف می کند می گویند قانون نداری یا  فرهنگ را زیر فحش می گیرند  وقتی سیاست مدار  بد عمل میکند   به سیاست فحش میدهند یا به فرهنگ قربانت از زایمان  گرفته تا نبش قبر به  فرهنگ مربوط میشود.حداقل آن قسمت فحش خورش

ناصرالدین شاه :ما هم همین نظر  را داریم   می خواستیم از زبان خودتان بشنویم که همه چیزمان به فرهنگ وابسته است . شما  که دارید  شماره  400 آذر پیام را  در میاورید چه گلی به سر این فرهنگ زده اید جز اینکه مسئولین خدوم را دل چرکین کرده اید و آزرده خاطر به جز شعار عمل هم کرده اید ؟؟.

ماغازا : اولا من که کاری نیستم  ما  عامل دست مدیر مسئول بودم و هستیم  از نظر حقوقی ایشان باید  جواب بدهند  در ثانی یعنی شما می فرماید ما در این 400 شماره آب در هاوان کوبیدیم و همش  عبس بودهو هیچ

ناصر الدین شاه : په نه په شما عامل رشد فرهنگ بودید!!!  شما  ها همان بهتر بروید گفتر بازی کنید وزیر گفتر تان  بنویسید ما همچنان به آینده شهرمان  امیدورایم  وا...که شما "سمیتانید "

گارکردان :عوامل مرسی ناصرالدین ممنون خوب حالش را گرفتی تو از رشیدی هم بهتری

سمیتان:چریش،چسب  دو قلو، نستوه، پر روَ

 

 

   + سید رضا علوی - ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

داستان کوتاه آبرو

آبرو

از وقتی بچه بود دوستش داشت . اما توی  روستای آنها هیچ کدام از دخترها  این حق  را نداشتند که  به پسری که دوستش دارندبگویند دوستت دارم .

وقتی پسر به سربازی  رفت دختر با خودش اندیشید نامه ای به او بنویسدو به او بگوید که دوستش دارد  .نامه رانوشت

نامه برگشت خورد .پدر پسر سواد نداشت . نامه در میدانگاه ده برای همه خوانده شد .

   + سید رضا علوی - ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٤

علت‌ها و خطا‌ها درایران

علتها و خطاها  درایران

قطعاً مستحضر هستید که قانونی به نام  "علت و معلول"  وجود دارد که  بیان کننده این  نظریه فلسفی است که هر علتی معلولی دارد و هر معلول میتواند علتی داشته باشد  .در اقصی نقاط عالم علت و معلولهای فراوانی وجود دارد که غیر قابل  شمارش میباشد . اما در وطن عزیز ما  تمام مسائل به چند علت  معدود و منحصر به فرد(مانند شرکتهای انحصاری) ختم میشود. که از این حیث میتوان نام  ایران را در کم علتترین صفحه کتاب گینس  ثبت جهانی  کرد  .

به چند معلول تک علتی  که میتواند مؤید فرضیه بنده باشد توجه فرمایید :

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان باافزایش جهانی آن افزایش پیدا میکند، مقام مسؤول در پاسخ به سؤال خبر نگارعامل  جهانی را علت افزایش  میداند .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان با   کاهش  جهانی قیمت طلا  افزایش !!!! پیدا میکند، مقام مسؤول در پاسخ به سؤال خبر نگارعامل روانی را علت میداند .

 قیمت ارز یک روزه پانصد تومان بالا میکشد، جناب رئیس بانکها علت را عامل روانی اعلام میکند!

قیمت خودرو بالا میرود، مدیر عامل، عامل روانی را علت  افزایش میداند!

بابا یک دفعه بگویید ما دیوانه هستیم و خلاص.

با این وضع به نظر میرسد که بازار و اقتصاد ایران بیمار نیست و به بیمارستان  احتیاج ندارد بلکه مشکل روانی دارد و به تیمارستان نیاز دارد!

و اما بعد در جادهها تصادف افزایش پیدا میکند،  علت اصلی و مهم خطای انسانی بیان میشود!

هواپیما  سقوط میکند خطای انسانی  علت آن بیان میشود!

قطار از ریل خارج میشود علت خطای لوکوموتیو ران  و خطای انسانی بیان  میشود !

 واما بعد؛ قبض آب  بیش از اندازه در قبض ثبت میشود،آقای رئیس میفرماید اشتباه رایانه بوده است .  پرونده کم میشود تقصیر رایانه بوده است ! اسم علی محمد در کارت (نمی تونم اسم کارت  رو بنویسم ) نعمت نوشته میشود، میگویند اشتباه  رایانه بوده است !

به این ترتیب   اگر ما بتوانیم علتهای انسانی و روانی و رایانه ای را از بین ببریم میرسیم به مدینه فاضله!!!!!

 

   + سید رضا علوی - ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
← صفحه بعد