داستان کوتاه آبرو

آبرو

از وقتی بچه بود دوستش داشت . اما توی  روستای آنها هیچ کدام از دخترها  این حق  را نداشتند که  به پسری بگویند که دوستت دارم .

وقتی پسر به سربازی  رفت دختر با خودش گفت نامه ای به او بنویسد و بگوید که او را دوست دارد  .نامه رانوشت

نامه برگشت خورد .پدر پسر سواد نداشت . نامه در میدانگاه ده برای همه خوانده شد .

   + سید رضا علوی - ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٤

علت‌ها و خطا‌ها درایران

علتها و خطاها  درایران

قطعاً مستحضر هستید که قانونی به نام  "علت و معلول"  وجود دارد که  بیان کننده این  نظریه فلسفی است که هر علتی معلولی دارد و هر معلول میتواند علتی داشته باشد  .در اقصی نقاط عالم علت و معلولهای فراوانی وجود دارد که غیر قابل  شمارش میباشد . اما در وطن عزیز ما  تمام مسائل به چند علت  معدود و منحصر به فرد(مانند شرکتهای انحصاری) ختم میشود. که از این حیث میتوان نام  ایران را در کم علتترین صفحه کتاب گینس  ثبت جهانی  کرد  .

به چند معلول تک علتی  که میتواند مؤید فرضیه بنده باشد توجه فرمایید :

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان باافزایش جهانی آن افزایش پیدا میکند، مقام مسؤول در پاسخ به سؤال خبر نگارعامل  جهانی را علت افزایش  میداند .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان با   کاهش  جهانی قیمت طلا  افزایش !!!! پیدا میکند، مقام مسؤول در پاسخ به سؤال خبر نگارعامل روانی را علت میداند .

 قیمت ارز یک روزه پانصد تومان بالا میکشد، جناب رئیس بانکها علت را عامل روانی اعلام میکند!

قیمت خودرو بالا میرود، مدیر عامل، عامل روانی را علت  افزایش میداند!

بابا یک دفعه بگویید ما دیوانه هستیم و خلاص.

با این وضع به نظر میرسد که بازار و اقتصاد ایران بیمار نیست و به بیمارستان  احتیاج ندارد بلکه مشکل روانی دارد و به تیمارستان نیاز دارد!

و اما بعد در جادهها تصادف افزایش پیدا میکند،  علت اصلی و مهم خطای انسانی بیان میشود!

هواپیما  سقوط میکند خطای انسانی  علت آن بیان میشود!

قطار از ریل خارج میشود علت خطای لوکوموتیو ران  و خطای انسانی بیان  میشود !

 واما بعد؛ قبض آب  بیش از اندازه در قبض ثبت میشود،آقای رئیس میفرماید اشتباه رایانه بوده است .  پرونده کم میشود تقصیر رایانه بوده است ! اسم علی محمد در کارت (نمی تونم اسم کارت  رو بنویسم ) نعمت نوشته میشود، میگویند اشتباه  رایانه بوده است !

به این ترتیب   اگر ما بتوانیم علتهای انسانی و روانی و رایانه ای را از بین ببریم میرسیم به مدینه فاضله!!!!!

 

   + سید رضا علوی - ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠

ماغازا در کوزه

 

ماغازا در کوزه

 

حکایت ـ روزی مردی بهنام ماغازا در شهر تبریززندگی همی میکرد شرورانه و در مطبوعات قلم همی میزد به ناروا و برای مسؤولین شهردرد سر همی میافزود و به انتقاد. اشک برخی را همی در میآورد به طنز.

روزی در جلسهای مسؤولین شهر همی چاره اندیشیدند که با وی چه کنندتا زبان کوتاه کند. یکی از آن میان بگفت که این شهروند است و بد و خوب آن پای رئیس بلدیه. و شهردار باید که شهر را از شر وی همی کند کوتاه. رئیس بلدیه در پاسخ وی همی  گفت که این مورد به من بسپارید تا او را چنان ادب کنم که نوشتن هیچ نام خود نیز از دیگران بپرسد همی. وچنان کاری کنم که همه مطبوعات به سیم جیم وی همت نهند تمام قد.

روز دیگر رئیس بلدیه چنین حکم بنوشت. برادر ارجمند با توجه به سابقه .... شما را به عنوان مدیر عامل سازمان فرهنگی وهنری منصوب مینمایم همی.

و این خبر چون به اهل مطبوعات استان رسید همه با هم فریاد بر آوردن که خیاط درون کوزه بیافتاد همی.

از این حکایت این برداشت همی نمایم که زبان سرخ سر سبز بر باد دهد همی.

و حرف آخر اینکه دیرینه یاران ماغازا بدورد تا لختی دیگر.

   + سید رضا علوی - ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠

نمادهای از کربلا در دفاع مقدس

نمادهای از کربلا در دفاع مقدس

 

وقتی به مادرش گفت میخواهم به جبهه بروم مادرش جواب" نه" داد و گفت من که راضی نیستم. این همه جوان، آنها بروند، تو چرا ؟

خندید! به مادرش گفت: تو مگر آرزویت نبود که من فدایی علی اکبر حسین باشم. مگر نمیگفتی کهای کاش در کربلا بودیم، حال که این موقعیت پیش آمده پا عقب میکشی ؟ نکند.... .بقیه حرفش را به احترام مادر خورد و چیزی نگفت؛

مادر بر گشت و به سوی کربلا نگریست. چشم هایش پر از اشک شد. گویی که صدایی شنید : "کسی هست که مرا یاوری کند ".اشکش جاری شد ،بر گشت و به فرزند خود گفت میروم که ساکت را ببندم. این که کربلای ایران با کربلای حسین (ع) رابطه نا گسستنی دارد در آن هیچ شکی نیست. کربلای ایران یک نماد کوچک از کربلای حسین (ع) بود. نشانهها و مظاهر آن همان نمادهای کربلا ست و نشانه همان علم عباس(ع) است .

تعداد کثیر دشمن به جهت ادوات و تجهیزات وحتی در برخی از موارد نفرات یکی از نشانه هاست. تانکهایی که از روی جنازه فرماندهان و نیروها عبور میکردند یاد آور نعل سنگین اسبهای جاهلیت بر روی نعش مطهر امام رحمت است. تیرهایی که به ناحق در طول عبور از مسیر تاریخ از تیر سه شعبه حرمله تبدیل به موشکهای دور برد شده بود و گلوی نوزادان ایرانی را در دورترین نقطه از جنگ به بهانه عطش نشانه میرفتند، همان داغ رباب است برسینه مادر ایرانی؛

راز قمقمه پر از آب بر بالای سر شهیدان که از عطش به شهادت رسیده بودند راز شرمندگی آب فرات است در مقابل قمر مُنیر بنی هاشم، بزرگ مرد وفا حضرت ابوالفضل(ع).

دور چون بر آل پیغمبر رسید

اولین جام بلا اکبر چشید

اکبر آن آیینه رخسار جد

هیجده ساله جوان سرو قد

در مناى طف ذبیح بى بدا

ذبح اسماعیل را کبش فدا

برده در حسن از مه کنعان گرو

قصه هابیل و یحیى کرده نو

دید چون خصمان گروه ‏اندر گروه

مانده بییاور شه حیدر شکوه

با ادب بوسید پاى شاه را

روشنایى بخش مهر و ماه را

و چون حسین علیه السلام اکبر را روانه میدان کرد :

شاه دستار نبی بستش به سر

ساز و برگ جنگ پوشاندش به بر

کرد دستارش دو شقّه از دو سو

بوسه‏ها دادش چو قربانی بر او

گفت بشتاب اى ذبیح کوى عشق

تا خورى آب حیات از جوى عشق‏

اى سیّم قربانی آل خلیل

از نژاد مصطفى اوّل قتیل

حکم یزدان آن دو را زنده بخواست

کاین قبا آید به بالاى تو راست‏

زان که بهر این شرف فرد مجید

غیر آل مصطفى در خور ندید

رو به خیمه خواهران بدرود کن

مادر از دیدار خود خوشنود کن‏

و چه پدرانی که در دستهها با فرزندان خویش هم رزم بودند و حسین گونه فرزند به میدان قتلگاه روانه ساختند با این فرق که حسین(ع) آن لحظه بیکس بود اما این پدر، حسین (ع)را به همراه خود داشت.  و نامهای از فرزند برای مادر و خواهر ان و برادران در دستان پدر بود و دود خمپاره و دیگر هیچ . و چون ترکش خورد سعی کرد روی پاهایش بایستد .چهره مادر را به خاطر آورد. چهره مادر را در هر ظهر عاشورا که چون میشنید نوحه سرا از زبان سجّاد به زینب خواند: "سولئدی الدور دلر بسم لله " مادر به سوی کربلا بر میگشت. او نیز رو کرد به سوی حرم آقا و دیگر طاقت 

   + سید رضا علوی - ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠

ناخواسته

نا خواسته

شوهرش را خیلی دوست داشت .

ظهر توی خانه تنها بود . خوابش گرفت خوابید.

توی عالم خواب کسی را دید که به او می گوید :"تو شوهرت را به گشتن میدهی "

سراسیمه از خواب پرید .

گوشی موبایل را برداشت  و به شوهرش زنک زد .

صدای ترمز آمد گوشی قطغ شد .

توی گزارش پلیس  علت مرگ را صحبت با موبایل و عدم توجه به جلو نوشته بودند .

   + سید رضا علوی - ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٩

خاطرات دو مدیر

مدیر اول : امروز با یکی از دوستان قرار کله پاچه داشتیم  ای چسبید ناهار را هم رفتیم رستوران بره خوران و کباب بره خوردیم بعد از ظهر جلسه گذاشته بودم خوابم کرفت کنسل  کردم 

مدیر دوم :امروز اینقدری کار داشتم که صبحانه و نهار را با شام یکی کردم و عصر با عیال نان و پنیر خوردیم امروز کار چند نفر را راه انداختم 

کدام بهتر است ؟

   + سید رضا علوی - ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٤

ولیمه حاجی با ویدئو کنفرانس

ولیمه حاجی

 با ویدئو کنفرانس

 

همین پارسال بود که تأخیرهای دو، سه ساعتی هواپیمایی سعودی مسؤولین امر را به این فکر واداشت که یک درس حسابی به هواپیمایی سعودی بدهند و پروازهای حجاج خودمان را خودمان انجام بدهیم. اصلاً این سعودیها بلد نیستند تأخیر بیاندازند پرواز هواپیماها را دو، سه ساعت هم شد تأخیر!!! این مدت تأخیر را که ما در‌‌ همان پروازهای داخلی خودمان هر روز داریم.

القصه سکان را دست خود گرفتیم و معنی تاخیر را به عربستانیها ناتاخیردان فهماندیم.

 دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۰ با سی ساعت تأخیر از مدینه منوره در فرودگاه مهر آباد تهران به زمین نشست.

دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۲ از شهر مدینه به مقصد فرودگاه بین المللی تبریز تنها با بیست و سه ساعت تأخیر انجام خواهد گرفت.

بیچاره حاجی که نمیدانست روی خیلی از چیزها نباید حساب باز کند از زرنگی، از یک سال پیش تقویم و نقشه و جدول مدت زمان پروازها را گذاشته بود جلوش و حساب کرده بود که چه روزی میرود و چه ساعتی برمیگردد!!! لذا حسنی را فرستاد بود سراغ بهترین سالن شهر که برای حاجی سالن را با تمام محتوی موجود اهم از زنده مانند آدمیزاده و غیر زنده میز و غذا رزور کند تا امروز را که آمد یک روز استراحت کوتاه بکند و تا معنویات سفر حج از بین نرفته و به قول ما «اوزن کناه توزی قنمامش) خالیق را به حضور بپذیرد برای اخذ تبریکات صمیمانه به جهت سر بلند آمدن از این سفر معنوی

اما غافل از اینکه همه چیزکه دست آدم نیست. توی مملکت ما معمولاً وقتی آدمی روی یک چیزی حساب باز میکند مطمئناً یک جور دیگر از آب در میآید. مثلاً ما روی دوستیهایمان حساب باز میکنیم اما اگر صد تومان از دوستمان توانستیم قرض بگیریم مردیم.

بگذریم صاحب رستوران هم که آدم دنیا دیدهای بوده است‌‌ همان اول شرط کرده که سالن اجاره داده شده به هیچ وجه پس گرفته نمیشود و کل مبلغ چند میلیون تومان هم قبلاً اخذ شده است.

حالا بیا و درستش کن حاجی چهل ساعتی تأخیر دارد و این یعنی بر باد رفتن هزینه مهمانی و ولیمه. لغو هم که نمیتوان کرد چون تمام پول را قبلاً گرفتهاند. چاره کار تنها روش ولیمه غیابی است. عین ازدواج غیابی.


  ادامه مطلب  
   + سید رضا علوی - ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٠

امام حسین

ماربین آلمانی

امام حسین اول شخص سیاستمداری بود که تا به امروز احدی چنین سیاست موثری اختیار ننموده است.اگر حادثه ی خونین کربلا پیش نمی آمد قطعا اسلام به این حالت باقی نبود و ممکن بود اسلام و اسلامیان یکباره محو و نابود گردند .


   + سید رضا علوی - ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٠
← صفحه بعد