انتخاب بایسته یا شایسته

و اما بعد،بیشتر روسا در همایش ها و گفتمان های خودی به دنبال مجریانی هستند که بتوانند بی وقفه و بدون تنفس، رئیس آن اداره که خرج همایش را داده و ولی نعمت محسوب میشود به مدت چهار دقیقه چنین توصیف کنند که هیچ ایرادی در او نباشد و هر چه حسن است برای او بتوان متصور شد، که خرج همایش در آید.

 و اما باز هم بعد، اصلا به نظر من علت اینکه ما مدیران ضغیفی را در برخی از ادارات  داریم همین چابلوسان و قاب دور چین ها هستند. که همیشه زبان به تملق می گشایند. و این فرصت را از مدیر می گیرند که لختی به اعمال ناصلاح خود فکر کنند و خود را جایز الخطا بدانند. وقتی رئیس اداره ای کارمندی را بی جهت با زشت ترین القاب مورد عتاب قرار میدهد اطرافیان او نه تنها  از در نصیحت نمی آیند، بلکه به او می گویند و می قبولانند که این بهترین کار بود و ما اگر جای تو بودیم فحش ناموسی هم میدادیم. یقین که در برخورد دوم او فحش ناموسی هم میدهد. در نامه های اداری خود چنین دنبال چابلوسی و تملق هستیم که برای گرفتن یک دستور بسیار کوچک اداری مانند گرفتن یک مداد تراش از انبار  میتوانیم از جیب خود هم خرید نمایم:

جناب آقای دکتر مهندس فلانی ریاست محترم اداره تدارکات کل

احتراما حسب دستور کارشناسانه و آینده نگرانه ی جناب آقای دکتر فلان الدوله ریاست محترم اداره که دلسورانه در حفظ بیت المال مسلمین دقیق می باشد، جهت استفاده از مداد به جای خودکار که هزینه آن مضاعف است و اداره را متحمل بار مالی فراوان میکند  دستور فرمائید جهت تراش مداد پیشنهادی جناب رئیس که خدایش به این اداره اعطا فرموده، یک دستگاه (چون واحد مداد تراش را نمی دانسته دستگاه نوشته) مداد تراش از انبار اداره به این واحد عنایت نمایند. بدیهی است که این واحد از مداد تراش اداره صادقانه استفاده خواهد نمود و هرگز اجازه سوء استفاده از بیت المال را به اجنبی نخواهد داد. بر خود وظیفه میدانم که قبلا از  بذل عنایت کریمانه حضرتعالی و از اراده حکیمانه ریاست کل اداره کمال تشکر و امتنان را داشته باشم و از خداوند متعال برای مسئولین آرزوی توفیق بنمایم .

و اما  باز هم بعد، من باب توضیح انواع چابلوسی در ادارت مختلفه برای روسای و مسئولین را مرقوم مینمایم:

اول - چابلوسی شفاهی که با الهی فدایتان بشوم  آغاز و با ما نوکر شما هستیم نه بادمجان، ختم به خیر می گردد، مانند آنچه که در بالا آمد.

دوم - چابلوسی کتبی که با احتراما حسب دستور آغاز و به دعاگوی شما هستیم ختم میشود مانند نامه مداد تراش.

سوم - نوع مطبوعاتی که با رایزنی روابط عمومی یک اداره شروع و با چاپ مصاحبه ی قبلا تنظیم شده از رئیس و با پول بیت المال توسط روابط عمومی به نام آگهی رپرتاژ به پایان میرسد. البته چابلوسی مطبوعاتی منحصر به این نیست و اگهی انتخاب شایسته شما به فلان پست هم  ازآن جمله چابلوسی  است که البته بحث جدای را می طلبد. اما به اختصار اشارت میگردد.

انتصاب اصولا یا شایسته است یا بایسته. انتخاب شایسته، انتخابی است که به جهت صلاحیت های فراوان یک شخص از روی ضابطه به او اعطا میشود، و اما انتخاب بایسته انتخابی است که دستور از منبع غیر مانند نماینده محترم، وزیر محترم و یا صاحب نفوذ محترم صادر میشود و رئیس اداره  باید که برای او جای را  باز کند.

خوشبختانه با عنایت به پیام تبریکات متعدد معلوم میشود که انتخاب های ما همیشه شایسته بوده  و علت عدم موفقیت خیل عظیمی از مدیران در همان ابتدا راه و کور شدن شایستگی ربطی به انتخاب نداشته  و مربوط به اطرافیان چابلوس میباشد. برای نمونه یک آگهی تبریک؛ به تبریکی که  هم ولایتی های ما برای انتخاب شدن یار محمد به چوبانی روستا  را به چاپ رساندند عنایت فرمایید:

"یارمحمد عزیز انتخاب شایسته و بجا و ضابطه مند شما در امر خطیر گله داری را با توجه به سوابق ارزنده تان در این امورات تبریک  گفته از خداوند برای شما توفیقات مبارزه با گرگ های گله آزار می نمایم"  جمعی از دوستان یار علی.

پی نوشت یک: علت اینکه قسمت اول با زبان گویش قدیمی مرقوم گشته این است که این مطلب مال حالا نیست! 

پی نوشت دوم : علت اینکه مرقومه انسجام لازم را ندارد و مقدمه بر مورخه مورخ گردید، این است که بنا به توصیه دوستی خواستیم تغیر شیوه بدهیم.

 

/ 0 نظر / 19 بازدید