من شتر مش حسن هستم

 

من شتر مش حسن هستم 

اول: احساس شتر بودن می‌کنم

 یادتان هست درسی بود در کتابهای فارسی با عنوان صحرانورد یک درس املای بسیار پر دردسر که در آن خصوصیات شتر نوشته شده بود. شتر حیوانی است که به راحتی از صحرا عبور می‌کند چرا که کوهانی دارد که می‌تواند غذا را به صورت چربی ذخیره کند و روز‌ها و حتی ماه‌ها از آن ذخیره استفاده کند. حتی شتر می‌تواند یک هفته آب نخورد. چشمان شتر پلک بالا و پائین دارد. که هنگام طوفان پلاکهای شتر خیلی به درد بخور می‌شود و....

روز اولی که اعلام شد که از طرف صدا و سیما برای شبکه نسیم بار عام داده شده و مِن‌بعد تمام ایرانی‌ها خواهند توانست این شبکه را ببیند از رفع تبعیض و ایجاد نشاط و تفریح و سرگرمی در خانه بسیار خوشحال بودم. و با خود می‌گفتم که با رویت این شبکه شاید از فشار در خواست ماهواره توسط ابنا و اعیال محترم کاسته خواهد شد. روز اول و دوم هم اینگونه بود تا اینکه روز سوم دیدم‌ای دل غافل اینکه تکرار برنامه‌های دیروز است. شبکه نسیم یک روز هفته برنامه دارد ولاغیر. از آن روزی که فهمیدم مثل شتر در‌‌ همان روز اول می‌نشینم و تا آخر برنامه‌ها را می‌بینم و در کوهان مغزیم که بی‌شباهت به کوهان چربی شتر نیست برنامه‌ها را ذخیره می‌کنم و تا یک هفته از شبکه نسیم و البته نمایش بی‌نیاز می‌شوم.

روزهای که فوتبال ملی ایران را می‌دیدم احساس می‌کردم چشم‌هایم دچار مشکل شده است. تماشاگران را محو می‌دیدم به دکتر مراجعه کردم گفت: سید عزیز چشم‌هایت مشکل ندارد این یک نوع تکنولوژی جدید است که نمی‌خواهند چشم‌های ما دچار آسیب معنوی بشوند مانند چشم‌های شتر به جهت ضرورت مژه دوم لنز دوربین (اون محوکننده) بکار می‌افتاد که گناه نکنی. به خاطر مسائل بالا گاهی مواقع احساس می‌کنم شتر هستم. و هنگامی که در خانه تنها می‌شوم فریاد می‌زنم من مش حسن نیستم شتر مش حسن هستم.

 

 دوم: احساس می‌کنم خر هستم

تلفن را بر می‌دارم به جمالی زنگ بزنم که پشت خط آن خانم محترم که بسیار با ادب و درایت حرف می‌زند مودبانه اعلام می‌کند که مشترک محترم تلفن شما به علت بدهی قطع می‌باشد لطفا لباس بپوشید و به مخابرات سر کوچه خود مراجعه کنید. گفته خانم را قبول می‌کنم و به مخابرات می‌روم نگهبان که مسئول پاسخگویی هم هست تا می‌گویم: تلفن ما، می‌فرماید به دفتر خدمات مراجعه کنید. می‌گویم قبض نیامده. می‌گوید به دفتر خدمات مراجعه کنید می‌گویم: که این نزدیکی دفتر خدماتی هست می‌گوید به دفتر خدمات مراجعه کنید.

دفتر خدمات خانم مسئول صدور قبوض کم شده دویست تومان می‌گیرد و المثنی می‌دهد. می‌گویم خانم این قبض اصلی است المثنی کدام صیغه‌ای است. تا کلمه صیغه را می‌شنود نگاه تندی به من می‌کند و می‌گوید صادر شده آوردند انداختن حیاط باد برده. ما که حیاط داریم کم مانده که قبول کنیم پیرمرد پشت سرم می‌گوید حیاط کجا بود. رفتیم تو قفس «آپارتمان».‌‌ همان خانم با اشاره سر می‌فهماند که قبض را به خانم روبرویی بدهم و وقت او را نگیرم این همه صف را نمی‌بینی؟؟؟ پانصد تومان می‌گیرد بعلاوه پول قبض و با اشاره سر می‌فهماند که بدهم به‌‌ همان خانم اولی خانم اولی هم می‌فرماید تا یک ساعت دیگر تلفن شما وصل می‌شود آنوقت هرچه می‌خواهی با جمالی در مورد روزنامه در پیتتان حرف بزنید.!!!

با خودم کبری و صغری می‌چینم که خوب این‌ها به خواسته مخابرات، دفتر زدند این همه خرج کردند اگر قرار باشد مخابرات قبض را بیاورد دم در خانه ما، پس این‌ها چکار کنند انوقت است که احساس می‌کنم مثل یک خر سرم کلاه می‌گذارند و احساس می‌کنم که خر هستم. و وقتی در خانه تنها هستم فریاد می‌زنم من خر مش حسن هستم.

 

سوم: بودجه را روی سیب زمینی ببندیم

ما تنها کشوری هستیم که بالا و پائین رفتن قیمت‌های جهانی هیچ تاثیری در روند افزایش قیمت‌ها ندارد. قیمت نفت بسیار پائین آمده قیمت محصولات مشتق از نفت در ایران افزایش یافته اینکه ما نگران بالا و پائین رفتن قیمت نفت باشیم دیوانگی محض است. سعید آقا میوه‌فروش محله که معرف حضور شماست می‌فرماید نفت بشود دو تومان در زندگی ما اثر ندارد و اصلا روی قیمت سیب زمینی اثر نمی‌گذارد. اما قیمت سیب زمینی روی همه چیز اثر می‌گذارد کارمندی که قوت غالبش سیب زمینی است و با افزایش چند درصدی آن در آخر برج مجبور می‌شود سیب زمینی نسیه ببرد و احترام من بیشتر می‌شود و یا آن تاجری که با احتکار اقلام غذایی علی‌الخصوص سیب زمینی یک شبه ارس‌پلاک می‌گیرد و از دو شب بعد به جای آبگوشت پیتزا می‌خورند زندگیشان متحول می‌شود. در حقیقت بالا و پائین رفتن سیب زمینی است که روی زندگی ما مردم تاثیر می‌گذارد.

راست می‌گوید زمانی که قیمت جهانی طلا به حداقل رسیده بود در ایران حداکثر قیمت را داشت. حالا هم که مشهود است اصلا پائین آمدن قیمت نفت حداقل در فرآورده‌های نفتی هیچ تاثیری نگذاشته است لذا به نمایندگان محترم عرض می‌نمایم که وقت خودتان را با تعیین قیمت نفت در بودجه بی‌خود تلف نکنید و بودجه را روی اقلامی مانند سیب زمینی و پیاز ببندید.

 

 

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
دوستدار اسلام

سلام قولا من رب رحیم به دنبال درخواست بسیار مهم دکتر رحیم پور ازغدی برای برگزاری کرسیه های آزاد اندیشی اقتصاد در نماز جمعه ی تهران، و عدم همکاری مسئولین ذیربط بدلیل فشارهای وارده از سوی اقتصاد دانان غیر اسلامی در داخل کشور، از شما وبلاگ نویس عزیز تقاضا داریم که به میزان توان خود مطلبی در خصوص لزوم طرح بحث های "اقتصاد قرآنی" در مهم ترین و پرتعداد ترین تریبون دینی کشور، در وبلاگ خود منتشر کرده تا از اندک اندک این مطالب در کنار هم موجی پدید آمده و به گوش تئوریسین های اقتصادلیبرال در کشور برسد تا بلکه قدمی در راستای زدودن مظلومیت و مهجوریت از قرآن برداشته باشیم. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی نظریه های تولید شده ی اقتصاد اسلامی، می توانید به وب سایت http://www.kadamaei.ir/ و همچنین وب سایت http://reba.ir/ مراجعه نمایید. « ما تا به امروز می بایست مدل بومی اقتصاد را به دنیا عرضه می کردیم. ما باید هم کارآمدی در جهت رشد رونق اقتصاد، هم کارآمدی در جهت تأمین عدالت را به دنیا نشان میدادیم.» بیانات رهبری - 85 (دیدار با دست اندرکاران اصل 44) و تا به امروز هنوز...