کوچه های انقلاب بن بست نیست

یاد گرفتیم که  مردان شبیه اروجعلی و پنجعلی نمی توانند خارجی باشند چون آنها اصلا شبیه خارجی ها نبودند . ما خارجی زیاددیده بودیم  مردانی که بوربودند و از بالا به ما نگاه میکردندو پوز خندی به لب داشتند . اما اون روز آنهای که سینماها و فحشاخانه ها را آتش زدند و نماد کفر را نشان رفتند .هیچ کدام موهای طلائی نداشتند و صورت هایشان متفاوت از ما نبود " جام سندران غلامعلی له پنجعلی هاردان اولدی خارجلی  تبریزلیده اوزدی اوزی "  ومایادگرفتیم که هنگام بازی فوتبال اگر باز هم شیشه  پنجره عصمت خانم را شکستیم این بار فرار نکنیم . چرا که فرار کار مردان نبود  . و یاد گرفتیم که یک بار هم شده مردانگی کنیم

روزهای بعد یه چیز اساسی یاد گرفتیم اکبر آقا همراه سید ابراهیم برایمان توضیح داد که اگر سربازان دنبالتان کردند وارد کوچه های بن بست نشوید که گیر نیافتید

.اکبر آقا برایمان گفت که کوچه های که سه سیم برق  روی تیر چراغ  دارند بن بست هستند.این نشانه را به یاد داشته باشید  واگر آن نشانه را دیدید   وارد نشوید  اما کوچه های که پنج سیم دارند بن بست نیست . و سید ابراهیم با آن لهجه شیرین گفت "خلاصه انقلابن بن بست کوچه سی یوخدور " روزه های بعد که گاهی فرصت نگاه کردن به سیم برق تیر چراغ هم نبود  وارد هر کوچه ی که می شدی بن بست نبود و کوچه های سه سیمی درهای باز داشت که از پشت بام خانه همسایه رد می شد تا خانه خودت. و یا کوچه های که پنج رشته سیم برق از آن رد میشد . و از آنجا به خیابانی که شعارآن تندی علیه رز یم بود و مهربانی با هم .

و روز های بعد مهربانی را آموختیم  هر کدام از ما سر صف نفت یه پیت حلب اضافه داشتیم . برای کسی که نمیتوانست خودش بیاید . بچه های خانم امینی خارج بودند . اما این برایمان مهم نبود خانم امینی تنها بود و این مهم بود . ما هر کدام روزهای سرد بی نفت داشتیم اما خانم امینی هرگز بی نفت نماند.

روزهای بعد شعارمان را بی پروا تعبیر کردیم و وفریاد زدیم "بیز بو شاهی استمرغ وسلام " شاه خودش رازده بود به  کری و نخست وزیر عوض میکرد تا اینکه فریاد زدیم "ما شاه نمیخوام نخست وزیر عوض میشه " ما استقامت کردیم  تا اینکه شاه  رفت و امام آمد با امدن امام هیچ به این فکر نکردیم که امام به تهران می آید ما شهرمان را آماده کردیم  تا بگویم آمدنت آغاز تحول است هنوز بوی شمعدانهای که از کنج خانه کشیده شده بود وسط خیابان  را میتوانم استشمام کنم .

شعار دادیم ارتش بردار ماست و شعار دادیم که سربازان روی تانک که به سوی مردم شلیک می کنند اسرائیلی هستند . سینه سپر کردیم وده ودوازده شب وروز تو خیابانها ماندیم انقدری ماندیم تا  گوینده از رادیو گفت :"این صدای راستین انقلاب است ."

مدتها آهنگ ایران ایران ایران  را بر زبان داشتیم  وشعار" در بهار آزادی جای شهدا خالی "  را سر میدادیم  وشادیمان فریاد انقلابمان بود . که صدای ظللم

تو پهای صدام را شنیدیم

آنهای که در کوچه های پنج خط و سه خطی که درهایشان رو به بام آسمان باز بود  لبیک گفتندو فریاد حسین (ع) را بعد از قرن ها شنیدند و پاسخ دادند . اما عده ای دیگر که در کوچه ها بن بست گرفتار  زندگی خود شده بودند .به چیزهای فکر کردند که در شعار های انقلابی ما جا نداشت . میز من ماشین من  منشی من و...و روزهای بعد شنیدیم که اما گفت این من شیطانی است .اما من ها هنوز هم در کوچه های بن بست  به دنبال آرزوهای خود  میگردند .

از کوچه های که پنج خط دارند خاطراتم را  که شاید  زیر  زندگی معمولی مان کم رنگ شده است مرور میکنم تا برسم به میدان انقلاب  که مردم شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما  را هنوز هم سر میدهند .ومی بینم که وچه های منتهی به میدان انقلاب هیچ کدام بن بست نیست .

/ 3 نظر / 23 بازدید
راه تبریز

روند «بهسازی مزار شهدای تبریز» مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در این میزگرد که به میزبانی دفتر مطالعات جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان‌شرقی برگزار می‌شود، معصومه سپهری (نویسنده‌‌ی دفاع مقدس)، بهزاد پروین قدس (هنرمند و پژوهشگر دفاع مقدس) و وحید رضازاده (فرزند شهید و فعال فرهنگی) حضور خواهند داشت. این میزگرد، روز چهارشنبه 20 بهمن از ساعت 30/14 تا 30/16 در محل دفتر مطالعات، واقع در خیابان پاستور جدید، مابین چهارراه شهید جدیری و چهار راه فدک مارالان، کوی شهدای 28 دی، پلاک20 برپا می‌شود. از علاقمندان به مباحث فرهنگی، دعوت می‌شود تا در این برنامه حضور یابند.

سازش کار

و ظلم و ظالمان امروز؟ ظلم و ظالمان امروز کم نیستن سید اگه یه دختر بیست ساله به خاطر یه بادکنک سبز هشت سال زندانی میشه این ظلمه.ولی ماها تو کوچه بن بست سازش کاری و مصلحت پرستی گیر افتادیم...