خاطرات دو مدیر

مدیر اول : امروز با یکی از دوستان قرار کله پاچه داشتیم  ای چسبید ناهار را هم رفتیم رستوران بره خوران و کباب بره خوردیم بعد از ظهر جلسه گذاشته بودم خوابم کرفت کنسل  کردم 

مدیر دوم :امروز اینقدری کار داشتم که صبحانه و نهار را با شام یکی کردم و عصر با عیال نان و پنیر خوردیم امروز کار چند نفر را راه انداختم 

کدام بهتر است ؟

/ 4 نظر / 5 بازدید
بچه مدرسه ای!!!

آقا سید همان اولی بهتر بود. البته الان دیگر شاید برای شما دومی بهتر باشد اما خودمانیم بعید است...! انشالله شهادت قسمتِ تان بشود هر چه زودتر!

صمد نجفی

سلام- بنده دیروز شرف آشنایی با جنابعالی را در آموزشگاه هنری ساو پیدا کردم. همراه دوستان برای بازدید آمده بودیم. امروز صبحت اولی چیزی که به فکرم رسید سرزدن به وبلاگ شمابود. فکر نمی کردم که اولین نوشته من نظر روی مطلب شما باشد. شما استاد هستید. ولی نخواستم تعارف کنم لذا نظرم را می نویسم. هیچ یک از مدیرهای شما بهتر نیستند در واقع مدیر نیستند. مدیر یعنی نظم و ترتیب و داشتن برنامه. من مدیر سوم پیشنهاد می کنم

باران

نه جناب بچه مدرسه ای بعید نیست البته این روزها بازار آنقدر از خرمهره پر شده که الماسها را هم قاطی آنها می بینیم.سید از آن الماسهاست خدا خدا میکنم رنگ عوض نکند.

اندیشه

سلام امروزه انتخاب خیلی سخته درهرزمینه ای من هیچکدوم از مدیرا رو نپسندیدم چرا نمی دونم ؟