شهر بی‌گدا بدو بیا شهر بی‌گرسنه بدو بیا 1

شهر بی‌گدا بدو بیا شهر بی‌گرسنه بدو بیا 1

چند روز پیش از جلو اداره دارایی رد می‌شدم که دیدم مثل این بازاچه‌های سنتی خودمان علی‌الخصوص کرَ‌نی‌خانه که فروشندگان با آهنگهای الوان، ترا برای خرید کالا دعوت می‌کنند «یرالما، سوغان، ساریمساق» چند تا بلندگو کار گذاشتند و دارند بازاریان و کسبه را به پرداخت مالیات دعوت می‌کنند و گوینده با صدای تودماغی مخصوص فرودگاه اعلام می‌دارد: «امروز آخرین مهلت پرداخت عوارض است بشتابید که جایزه خوش حسابی را از دست ندهید. فردا جریمه دارد‌ ها. از این فرصت استفاده کنید‌ ها. بشتابید تا دیر نشده از این فرصت طلائی استفاده کنید. "قریب به این مضمون"

 

 نمی‌دانم دستور از تهران رسیده بود یا اینکه ابتکار دوستان شهر اولین‌ها بود که این چنین هیاهو و آلودگی صوتی ایجاد کرده بودند با این روش ابتکاری تبلیغاتی قدیمی که یادآور جارچی‌ها و چاووشها بود. درست که آنجا نزدیک محل بازار هست اما در آن ساعت عابرین بیشتر مشتری‌ها بودند تا کسبه وهنوز مالیات بر خرید تثبیت نشده است. به هر حال اگر ابتکار دوستان عزیزمان در دارایی تبریز باشد باید یک جایی ثبت شود تا مثل خیلی از چیزهایمان که دوستان همسایه بنام خودشان در سازمان ملل ثبت کردند و می‌کنند این را هم بنام خودشان ثبت نکنند. که این ابتکار حیف است به خدا.

 اما بعد با خود اندیشه کردم که سایر ادارات چرا از این تبلیغات سنتی فرا رسانه‌ای  استفاده نمی‌کنند و این همه پول تبلیغات مفت به ما روزنامجات و صدا و سیما می‌دهند.؟! آنها هم می‌توانند یک بلندگو دست بگیرند و با یک وانت‌بار بیافتند توی کوچه و برزن و ادارات و خدمات خود را تبلیغ و یا مواردی را به مردم تذکر بدهند . مثلا استانداری را فرض کنید که با یک نوشته که دفتر تهیه کرده و مقدمه آن درازتر از خود پیام است. که این جا از آوردن مقدمه به دلیل ضیق ستون معذوریم.

 صلات ظهر یک دم می‌خواهی بخوابی یهو می‌شنوی که یکی پشت بلندگو داد می‌زند اهالی شریف طرح ملی واگذار می‌کنیم مشارکت خصوصی قبول می‌کنیم هرگونه بنیاد زبان راه می‌اندازیم. بدو بیا که فرصت از دست می‌رود اورق مشارکت می‌فرشیم بخر تا هموطنان اهری در جاده کشته نشوند. مثلا

شهردار: آهای مردم شریف بیاید سرمایه‌‌گذاری کنید والا ما تا چهار سال دیگر ورشکست می‌شویم آنوقت شهرتان شهرداری ندارد. مهمانان عزیز بیایید تو شهر بی‌‌گدا، شهری که شبها گرسنه ندارد و همه از ما راضی هستند سرمایه‌گذاری کنید. بشتابید بدوید که اوضاع خراب است. ما را یاری کنید تا خدا شما را یاری کند. مثلا

 شرکت گاز: آهای مردم عزیز شلنک گاز نباید بیشتر از یک‌متر باشد نگو که نگفتی کلاهک باید آمریکایی باشد نه اینکه از آمریکا آمده باشد نه همون که از دو طرف لوله دارد آهای پلاک سیزده سه طبقه برو پشت بام اون لوله را دومتری ببر بالا مرگ خاموش را فراموش نکن. مثلا

آموزش‌و‌پرورش: آهای اهل نظر بدو بیا مدرسه غیرانتفاعی بزن کمر ما خم شد هم خودت سود ببر هم بار ما را کم کن. مجوز مدرسه و مجوز ساخت مدرسه در کمتر از یک ماه. مثلا

اداره ارشاد اسلامی: ای کسی که می‌خواهی توی انتخابات شرکت کنی چرا می‌روی سراغ مطبوعات بیا که یک روزه مجوز سایت خبری می‌دهیم هر چه دلت خواست بنویس بیا که آتش زدیم به مطبوعات بدو بیا دوهفته‌ای مجوز روزنامه می‌دهیم. هیچی هم نمی‌خواد لیسانس داشته باشی بقیه با کاکو. بدو بیا فرصت استثنائی تا پایان انتخابات مجلس. مثلا

صدا و سیما: آهای مردم کمتر به برنامه‌های ماهواره نگاه کنید ما خودمان از روش برای شما کپی کردیم، کپی برابراصل. این همه مسابقه جذاب براتون ساختیم به جای مسابقه فلفل‌خوری ترکیه مسابقه ثانیه‌ها را نگاه کنید هم اعتماد به نفستان می‌رود بالا هم کلی به جواب‌ها می‌خندید . ترا خدا ماهواره را خاموش کنید. مثلا

سازمان پسماند شهرداری: کاغذ و مقوا بطری زباله خشک خریدارم ترا خدا اینها را با هم قاطی نکنید خشک تو باکسِ خشک، ‌تر تو باکسِ تر. مگر از دانشگاه فلان مدرک گرفته‌ای که معنی خشک و تر را نمی‌دانی آخر نامسلمان این دو فرق دارد .

 

مثلا. قاپیدان، پنجردن، کهنه در دمیر، کهنه یخچال، کهنه فرش آلیرام ...

/ 0 نظر / 33 بازدید