قنقوس در تبریز

راستی حالا که حرف تخم و تخم مرغ به میان آمد عارضم خدمتتون که مرغی را در روستایی قیمت کردم. خاله مرغدار گفت: «صد هزار تومان» گفتم: مگر نوبر اش را آوردهای، گفت: «خاله این مرغ ما تخم دو زرده میذاره آن هم روزی یک جفت به عبارتی میشود ششصد تومان برای خود تخم مرغ، سیصد هم از بابت دو زرده بودنش اضافه کن به علاوه ارزش افزوده دویست تومان، به عبارتی میشودهزار وصد تومان که ضربدر سی ویک روز میشود سی وچهار هزار تومان و صد ریال تقریباً معادل یارانه دولت!. حالا شما بگو صد هزار تومان برای این تولید کننده که نه وام میلیاردی میخواهد و نه هزینه بیمه دارد گران است» گفتم: چی بگم وا...!

دوم: تبلیغات تنها بنر نیست

زمان قدیم میگفتند به «جان دویس راکفلر» میلیونر آمریکایی گفته بودند: «که اگر روزی همه دارایی خود را از دست بدهی وبعد از مدتی صد دلار بدست بیاوری با آن چه میکنی» گفته بود: «یک دلار آن را کالا میخرم و نودونه دلارآن را برای تبلیغ‌‌ همان کالا هزینه میکنم»

درست بر عکس آن کاری که ما میکنیم، هزاران دلار خرج و هزینه میکنیم اما یک دلار دلمان نمیآید تبلیغات بکنیم. چون بلد نیستیم و میگوییم ریا میشود. نمایشگاه دست آوردهای دولت نهم و دهم یعنی محل تبلیغات کارهای انجام شده دولت مصداق موضوع ماست. ظاهراً روابط عمومیها که نقش تبلیغات «کارکرد» اداره خود را نیز به عهده دارند به غیر از بنر و گزارش کتبی منگنه شده تبلیغات دیگری را یاد نگرفتهاند و بلد نیستند.

خدا نگذرد از اولین کسی که بنر را آورد به ایران وتبلیغات را محدود کرد به این سهلترین وسیله تبلیغاتی و خلاقیت را از دست ما گرفت.

شما را به خدا یک سر به این نمایشگاه دست آوردها بزنید. بنر بارانی است که بیا و ببین.

واما بعد؛ راستی من نمیدانستم که مدیر کل اداره هم از دست آوردهای دولت است! در برخی از غرفههای ادارات بنر عکس مدیر کل را نصب کردند برای دست آورد اداره!

پی نوشت یک :ققنوس اصلی در هر صد سال یک تخم میگذارد و خودش را آتش میزند اما ققنوسهای امروزی که چینی هستند به دلیل از دست ندادن بازار هر سال تخم میگذارند و خودشان را آتش میزنند.

/ 0 نظر / 20 بازدید